سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
189
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
نمايد بر على ( عليه السلام ) پس أو كافر است ودر جهنم ، ولايق است به آتش دوزخ » . گفت عايشه كه : پس فراموش كردم اين حديث را روز جمل تا آنكه ياد كردم آن را در بصره ، ومن طلب مغفرت مىكنم از خدا ، وقريب نيست كه اين توبه من مقبول شود . انتهى . اما آنچه گفته : صحيح اينقدر است كه هرگاه كه يوم الجمل را ياد مىفرمود آنقدر مىگريست كه معجر مباركش تر مىگشت . پس ترجمه قول نصرالله كابلى است ( 1 ) . وقاضى القضات عبد الجبار معتزلي در كتاب “ مغنى “ سبب اينقدر گريستن [ را ] چنين ذكر كرده كه : عايشه به سوى ابوبكره - كه صحابي بود - مردى را فرستاد وگفت : تو چرا نزد من نمىآيى ؟ ! آيا از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) چيزى شنيدى ، يا از من بدعتى حادث شده ؟ ابوبكره در جواب گفت : نه آن است ونه اين است ، تو ياد دارى روزى را كه حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرموده : « هلك الناس حيث أطاعوا النساء » ، وسه بار تكرار فرموده ، هرگاه كه آن مرد به نزد عايشه آمد واين خبر گفت ، بكت حتّى بلّت خمارها ، يعنى گريست آنقدر كه تَر كرد معجر أو را ( 2 ) .
--> 1 . الصواقع ، ورق : 282 . 2 . المغنى 20 / ق 2 / 90 .